February 09, 2007

تست

تست

July 08, 2006

ترانه های ماندگار

persian music.jpg


من وقتی خیلی دلم برای ایران تنگ میشه، وب سایت بی بی سی فارسی را زیر و زبر می کنم. امروز خلاصه ای بسیار جالب از " ترانه های ماندگار" پیدا کردم:
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/12/051206_zon_evergreensong01.shtml

امیدوارم شما هم از از خواندن این مطب و از شنیدن گزیده هایی از ترانه های ماندگار لذت ببرید.

July 07, 2006

و فقر و فقر و فقر و فقر

wall.jpg

فانوس دریایی اسکندریه ،هرم بزرگ جیزه، تندیس غول‌پیکر رودس، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس باغهای معلق و بابل آرامگاه هالیکارناسوس.
عجایب هفت گانه!
و فقر و فقر و فقر و فقر…بدون انتها! عجیب ترین مفهوم دنیا…حداقل برای من.

خیابان های بوینوس آیرس مملو از فقر است. گویی فروشندگان دوره گرد فقیر، این شهر را با سلاحی به نام فقر تسخیر کرده اند. فقری که من در این شهر روز و شب دیده ام مفهوم "سن" را هیچ نمی شناسد. از نوزاد گرفته تا 5 ساله، 10 ساله، دختر ها و پسرهای تازه بالغ، دختران جوان ونوس گونه، مردان جوان، زنان آبستن، مادران و پدران خسته، سالخوردگان به شدت ناتوان و…گدایی می کنند، آدامس می فروشند، عکس برگردان، خودکار و جوراب و عروسک می فروشند. از این سر قطار مترو به آن سر بدون وقفه فروشندگی می کنند و کالاهای ارزان قیمت را بدون شرح روی پای مسافرانی که نشسته اند می اندازند ، به سرعت از کنارشان رد می شوند و خود را به مسافران بعدی می رسانند. سپس راهی را که رفته اند برمی گرند ،کالا را از روی پای مسافران بر می دارند و ناپدید می شوند. به ندرت مسافران این کالا را خریداری می کنند. شب ها خیابان ها مملو از کارتن خواب ها است. روی روزنامه می خوابند و روی خود را با تکه پارچه های کثیف و کیسه های سیاه آشغال می پوشانند. پیر ترین کارتن خوابی که من در عمرم دیده ام زن چروکیده ای بود که دم در بانک نزدیک خانۀ من می خوابید. یک هفته ای می شود که دیگر نیست!

نه! دلسوزی ممنوع! این قشر از جامعه به هیچ وجه محتاج دلسوزی من و شما نیستند. ناراحتی لحظه ای ما شکم گرسنه آنها را سیر نمی کند. به علاوه آنها نیز مثل ما به این دنیا تعلق دارند. وقتی کودک هستند با آشغال های خیابان بازی می کنند، بزرگتر که می شوند عاشق می شوند، فارغ می شوند، خوش می گذرانند، می خندند، گریه می کنند! فقط من و شما نه می توانیم با چشم هایمان زندگی آنها را ببینیم و نه قدرت شنیدن صدای خنده ها و گریه های آنها را داریم. فقط از کودکی یاد گرفته ایم از آنها به عنوان "بیچاره" و "بدبخت" یاد کنیم .

صدایشان به ما نمی رسد. ولی بعضی وقت ها خاطرۀ ناله های گرسنۀ آنها در خاطرمان هوهو می کند. و بعضی اوقات هم سکه هایی را که در جیبمان سنگینی می کنند کف دست هایشان می گذاریم.

پیش از آمدن به آرژانتین من این گونه به فقر فکر می کردم:
سرمایه داران، پول دارها، طبقۀ متوسط و فقرا

ولی امروز فکر می کنم که فقر را نمی شود در چنین محوری قرار داد. فقر یعنی …فقر این روزها برای من یعنی :" مکانی متفاوت از آنچه من می شناسم". فقر یعنی مکانی نامریی برای ما و مکانی که از سوراخ های دیوار آن می شود آسودگی و امکانات رفاهی من و شما را نظاره گر بود…

دو هفته پیش شب هنگام وقتی که در خیابان اصلی نسبتا شلوغ شهر راه می رفتم به من حمله شد. کسی از پشت با دست های زمخت چشمان مرا بست و دست دیگرش را مشت کرده در دهانم کرد. با پایش مرا محکم به زمین انداخت. شاید دو نفر بودند، نمی دیدمشان. چشمانم را محکم گرفته بودند. حسابی با پا و دست من را زدنند و من چون یک دست در دهانم قرار گرفته بود، نمی توانستم جیغ بزنم. بالاخره گویا طرف خسته شد و دستش را کمی در دهانم تکان داد. در همین حین من شروع به گاز گرفتن دستش کردم و بالاخره توانستم جیغ بزنم. با اینکه هیچ کس به کمکم نیامد، آن فرد یا افراد ترسیند و فقط دست در جیب من کردند، دستگاه کوچک سی دی را که در جیب حالا پاره ام بود ربودند و ناپدید شدند. از بینی ام خون سرازیر شده بود، عینکم کج و کوله شده بود و دست و پایم زخمی. گریه می کردم و جیخ کشیدن بی وقفه باعث شده بود صدایم را کامل از دست داده بدهم. مردم فقط نگاه می کردند. فورا از زمین بلند شدم و تاکسی گرفتم. آن شب نتوانستم بخوابم. بدنم درد می کرد و بسیار وحشت زده بودم. دلم نمی خواست به کسی چیزی بگویم. فقط می خواستم صدای مهربوون لیلی را بشنوم. هر چه سعی کردم به کانادا زنگ بزنم نشد. تا صبح در تختم وول خوردم و به سقف نگاه کردم. این برای نخستین بار بود که فقر در بوینوس آیرس من را همچون یک باتلاق درون خود کشیده بود. چهره های زیبا ولی خشمگین هزاران کودک خردسال ، جوان های خسته فقیر و کارتن خواب هایی را که در 5 ماه گذشته نظاره کرده بودم، مثل کابوس از جلوی چشمانم می گذشتند. چهره ناشناس آنها که به من حمله کرده بودند نیز بی شک در میان چهره های کابوس صامت آن شب من بود. همانطور که گفتم، من و شما قدرت دیدن آنها و شنیدن صدایشان را نداریم. من یقین دارم آنها که من حمله کردند "بد" نیستند، تبهکار نیستند. آنها خرده هایی از خشم و خستگی و روزمرگی چیزی عجیب، خیلی عجیب به نام " فقر" هستند.

در رمانی برزیلی به نام " زمان ستاره" که به تازگی خوانده ام، نویسنده، کلریس لیسپکتور، صدای شخصیت مذکری از طبقۀ متوسط را به عنوان قصه گوی داستان دختری بسیار فقیر قرار داده است. در طول این داستان قصه گو مدام در مورد احساس گناه خود از رفاهی که به دلیل تعلق به طبقه متوسط از آن برخوردار است حرف می زند. او همچنین به خواننده یاد آوری می کند که چون فقرمکبا( دختر فقیر) امکان صحبت با مردمان جهان را از او می گیرد، قصه گویی از طبقه متوسط داستان او را بازگو می کند.
من می گویم:

فقر را نمی شود با چشمان ما دید. ولی فقر با ملیون ها سرنشینش هر لحظه رفاه ما را نظاره گر است.

فانوس دریایی اسکندریه ،هرم بزرگ جیزه، تندیس غول‌پیکر رودس، نیایشگاه آرتمیس، تندیس زئوس باغهای معلق و بابل آرامگاه هالیکارناسوس. و فقر و فقر و فقر و فقر…

June 24, 2006

اردوي آموزشي مديريت و رهبري Iranian Alliance Across Boarder

شهروند - شماره ۱۰۷۹ ۲۳ ژوين ۲۰۰۶ - جمعه ۲ تير ۱۳۸۵

سازمان همبستگي ايرانيان برون مرز و برنامه هاي آن/ گفت و گو با نرگس باج اوقلي* يکي از مديران اجرايي سازمان آی. اي. اي.بی

iaab-logo.jpeg

ليلي پورزند

سازمان همبستگي ايرانيان برون مرز (آي- اي – اي – بي) Iranian Alliance Across Boarder (IAAB)سازماني است دانشجويي که از سال 2003 به همت چند نفر از دانشجويان ايراني – امريکايي آغاز به کار کرده است. اين سازمان امروز با هدف ايجاد هماهنگي و همبستگي بين ايرانيان مقيم خارج و بخصوص نسل دوم مهاجر به کار خود ادامه مي دهد. اين سازمان پس از برگزاري چندين کنفرانس و پروژه موفق در سال هاي گذشته، امسال به برپايي اردويي آموزشي پرداخته. جزئيات کار اين سازمان و برنامه هاي در جريان آن را در گفت و گويي با خانم نرگس باج اوقلي بخوانيد.

نرگس باج اوقلي از تاريخچه و اهداف سازمان مي گويد:

سازمان آي. اي. اي. بي. يک سازمان دانشجويي است که در سال 2003 در بوستون آغاز به کار کرد. ايده ايجاد اين سازمان در مرحله اوليه توسط من و همکارم "نيکو پايدار" مطرح شد. انگيزه به وجود آمدن اين سازمان عدم وجود يک سازمان براي ايرانيان مهاجر نسل دومي بود. به وجود آمدن اين سازمان پيرو سئوال هايي بود که دائما ما از خودمان مي پرسيديم مثل اينکه: ما به عنوان نسل دومي چه هويت مشترکي داريم؟ آيا اصولا ما خواسته مشترکي داريم؟ آيا ما به عنوان يک کاميونيتي شناخته مي شويم و . . .؟

منبع مالي اين سازمان در دو سال اول توسط بودجه هايي از دانشگاه هاي خودمان تأمين شد و از آن به بعد بيشتر از طريق کمک و همياري افراد مختلف و بخصوص ايرانيان مقيم امريکا هزينه هاي سازمان تأمين مي شود. دفتر مرکزي ما در حال حاضر در واشنگتن است.

نرگس باج اوقلي از اهداف سازمان آي. اي. اي. بي. مي گويد:

هدف سازمان ما ايجاد يک رابطه بين ايرانيان خارج از کشور و ايجاد يک کاميونيتي قوي است. البته تمرکز اصلي ما روي نسل دوم مهاجر است. در حقيقت هدف اصلي ايجاد ارتباط و همبستگي بين ايرانيان خارج از کشور است. در طول مدت کوتاه سه ساله اي که اين سازمان شروع به کار کرده ما به وضوح پيشرفت و نزديک شدن به اين هدف را در برگزاري برنامه هاي مختلف شاهد بوده ايم.

ساختار سازماني آي. اي. اي. بي. به شرح زير است:

سازمان ما دو مدير اجرايي دارد که من و همکارم نيکو پايدار اين وظيفه را به عهده داريم. هم چنين اين سازمان، پنج مسئول هماهنگ کننده در امور مختلف دارد که عبارتند از: مديريت گسترش و توسعه که بر عهده "رامين باج اوقلي" و" شيرين حکيم زاده" است. مديريت نشر که بر عهده "امي مالک" قرار دارد. مديريت روابط عمومي که "آزاده پورزند" عهده دار آن است و "رامين استاد حسيني" مديريت ارتباطات را به عهده دارد. مديريت امور مالي بر عهده "سوگل معين" است. اين سازمان براي پيش برد و انجام پروژه هاي مختلف، مدير پروژه هاي خاص دارد. هم اکنون حدود 20 نفر در اين سازمان مشغول فعاليت هستند که البته همه اين همکاري ها به صورت داوطلبانه است. در حال حاضر حدود دو هزار نفر از سراسر دنيا در ليست ايميل سازمان هستند. راه اصلي ارتباط ما با يکديگر از طريق اينترنت است.

خلاصه اي از برنامه هاي قبلي سازمان آي. اي. اي. بي. عبارتند از:

در اين چند سال در شهرهاي مختلف امريکا و اروپا برنامه هاي مختلفي داشتيم. اولين برنامه ما يک کنفرانس بين المللي بود در مورد موضوعات زندگي ايرانيان خارج از کشور بخصوص ايرانيان مهاجر از نسل دوم که خارج از ايران به دنيا آمده و بزرگ شده اند. در اين کنفرانس که در سال 2004 در شهر بوستون برگزار شد، تعداد 30 سخنران از سراسر دنيا حضور داشتند. کنفرانس دوم ما در شهر واشنگتن در سال 2005 برگزار شد.

نرگس باج اوقلي از برنامه هاي امسال سازمان آي. اي. اي. بي. مي گويد:

امسال نيز ما پروژه هاي مختلفي داشته و داريم که بزرگترين آنها در حال حاضر يک اردوي آموزشي مديريت و رهبري است. اين اردو از 25 تا 30 ژوئن 2006 در يکي از شهرهاي نزديک بوستون برگزار خواهد شد.
اين اردو براي دانش آموزان و دانشجويان ايراني- امريکايي است. شرکت کنندگان به مدت يک هفته از سراسر امريکا براي حضور در اين اردو به يکي از شهرهاي اطراف بوستون خواهند آمد. در اين يک هفته شرکت کنندگان با مشاورين سازمان در برنامه هاي مختلف براي آموزش سيستم هاي مديريتي و رهبري مثل يادگيري کار گروهي، تعيين هدف گروهي و راه هاي دستيابي به آن هدف شرکت خواهند کرد.

در اردوي امسال حدود سي تن از دانش آموزان و دانشجويان ايراني – امريکايي از شهرهاي مختلف امريکا شرکت خواهند کرد. در طول يک هفته اردو سه سخنراني مهم برگزار خواهد شد که عبارتند از: 1- راه هاي موفقيت ايرانيان در حضور مؤثرتر در سياست امريکا. 2- در رابطه با ايرانياني که در جايگاه هاي گوناگون در سيستم هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي کشور امريکا انتخاب شده اند. 3- دانشجويان ايراني که در سازمان هاي مختلف در امريکا کارهاي مديريتي را به عهده دارند. مثل دانشجويان ايراني دانشگاه ام. آي. تي.

يکي از برنامه هاي ديگر ما در اين يک هفته راهنمايي دانش آموزان براي آمادگي حضور موفق در دانشگاه هاي امريکا است. در اين برنامه دانش آموزان فرصت اين را دارند که با راهنمايي مشاوران سازمان برنامه دقيق تري براي ورود به زندگي دانشجويي در ذهن داشته باشند. سازمان در انتخاب مشاورين دقت عمل خاصي به عمل آورده. براي انتخاب مشاورين اين اردوي آموزشي ما پس از بررسي تقاضاهايي که به دستمان رسيده بود با داوطلبين مصاحبه کرديم و از اين طريق افراد مورد تأييد را برگزيديم. در اين برنامه ما 9 مشاور خواهيم داشت و هر پنج دانش آموز در طول يک هفته فرصت اين را دارند که با دو مشاور وقت بگذرانند و از اين طريق احساس دوستي و نزديکي بيشتري بين آنها حاکم شود. ميانگين سني شرکت کنندگان در اردو 14 تا 18 سال و ميانگين سني مشاوران اردو از 18 تا 25 سال است.

در ضمن در کنار اين برنامه هاي آموزش مديريت رهبري و مشاوره برنامه هاي خاصي هم جهت ارائه آگاهي هاي بيشتر در مورد فرهنگ ايراني داريم. از آن جايي که بسياري از شرکت کنندگان در اردو از شهرهاي کوچک امريکا به بوستون خواهند آمد، برنامه ويژه اي در خصوص جشن هاي ايراني مانند شب يلدا، جشن مهرگان،عيد نوروز و... و چگونگي برگزاري آنها خواهيم داشت. همچنين چند برنامه به زبان فارسي خواهيم داشت مثل آموزش آهنگ هاي مختلف ايراني. در حقيقت اين اردو ترکيبي است از آموزش هاي مديريتي و آموزش هايي در رابطه با آداب و رسوم و فرهنگ ايراني.

نرگس باج اوقلي از برنامه هاي ديگر سازمان آي. اي. اي. بي. مي گويد:

به عنوان مثال يکي از برنامه هاي جالب ديگر سازمان که با همکاري دانشجويان ايراني دانشگاه ام.آي.تي در جريان است، پروژه پيوند است. اين پروژه يک بانک اطلاعاتي است از فرصت هايي که در ايران براي کارهاي داوطلبانه وجود دارد. تا به حال حدود 250 نفر از دانشجويان ايراني خارج از ايران براي اين برنامه ثبت نام کرده اند تا بتوانند يک دوره کار داوطلبانه در يکي از سازمان هاي داخل ايران ارائه دهند.

اطلاعات بيشتر در مورد سازمان آی. اي. اي . بي:

وب سايت اين سازمان عبارت است از:
www.iranianalliances.org
اطلاعات مربوط به سازمان و راه هاي تماس با آن، اساسنامه و ديگر جزئيات راجع به سازمان و برنامه هاي آن به طور مشخص در اين وب سايت در دسترس عموم قرار دارد. هم چنين بايد متذکر شد که پيوستن به اين سازمان در پيشبرد اهداف آن که همانا ايجاد همبستگي بين ايرانيان خارج از ايران در سراسر جهان است، کمک خواهد کرد. با پيوستن به اين سازمان فرصت يادگيري و امکان دسترسي به منابع مختلف را خواهيد داشت. ايرانيان مقيم امريکا، کانادا، اروپا، استراليا و نقاط ديگر دنيا از طريق اين پل ارتباطي با هم در ارتباط هستند.
با آرزوي موفقيت براي اين جوانان ايراني.


*نرگس باج اوقلي در رشته سياست بين الملل و سياست خاورميانه در سال 2004 از دانشگاه ولسلي فارغ التحصيل شده. او در حال حاضر روي اهداف و پيشبرد امور سازمان آي. اي. اي. بي کار مي کند و از سال بعد وارد مرحله فوق ليسانس در رشته خود خواهد شد.



June 01, 2006

زنستان را بخوانید

دوستان عزیزم
امیدوارم که همگی خوب باشید. نظرسنجی زنستان درمورد قوانین مربوط به زنان به نظرم بسیار جالب و هوشمندانه آمد. شما هم اگر دوست داشتید نگاهی به آن بیندازید. زنستان اولین نشریۀ اینترنتی زنان است. دوستان سرزمین زنستان دلم برای همگی شما تنگ شده ، بی نهایت دوستتان دارم و به شما افتخار می کنم.